تبليغاتX
شعرهای خاک خورده من
هوای دلم امشب سخت بارانیست

تمام لحظه هایم غرق پشیمانیست

غصه همخانه دلم شده است

اشک مهمان محفلم شده است

آه جانم فدای تو مادر

نکند دلت زمن مکدر شده است

آه من به فدای مهربانی تو

عفو کن کودکت پشیمان شده است

عفو کن مادرم که این کودک

پنداشت دگر بزرگ شده است

مادرم کاش مهربان نبودی

زبس مهربانی کودکت پر رو شده است

ببخش طفل دیروز خود را که امروز

این چنین پیش تو بی چشم و رو شده است

ببخش مادرم که این همه بدم

ببخش که کودکت این همه تند خو شده است

ببخش مادرم تو خوبی ومن بد

ببخش که گودکت پیش خدا بی آبرو شده است

+ نوشته شده توسط پرستو در شنبه 25 اسفند1386 و ساعت 20:16 |
عذابم بده که دلم دلتنگ عذابهای توست

عذابم بده تا بگویم دوستت دارم

عذابم بده تا همه را جزء تو فراموش کنم

عذابم بده که عذابت از همه شیرینیهای دنیا

شیرینتر است

عذابم بده

تا فراموش کنم همه را جزءتو

شاید میان آنهمه عذابها

لحظه ایی دلتنگم شوی

وبوسه ایی بر روی گونه ام بگذاری

ومن از شادی گرمای بوسه ات

همه عذابها را فراموش کنم

پس عذابم بده

 شاید گونه ام بوسه ات را احساس کند

عذابم بده

+ نوشته شده توسط پرستو در شنبه 25 اسفند1386 و ساعت 19:50 |

دلتنگ شدم غمگین شدم بی قرار شدم و هر لحظه که اینگونه بودم دلم میخواست تو را بیابم و به کلامت گوش دل بسپارم.اما هر بار یادم آمد که تو خود دلتنگ کسی دیگری ومن در دلی که جایی دیگر است جایی ندارم.

+ نوشته شده توسط پرستو در شنبه 25 اسفند1386 و ساعت 16:12 |
دل من بی تو دیگر هوای عطر مریمهای نو شکفته را هم نمیکند.چه رسد به قدم زدن بدون کفش روی سنگفرشهایی که زیر باران با ما عشق را زمزمه میکنند.
+ نوشته شده توسط پرستو در شنبه 25 اسفند1386 و ساعت 16:2 |


تو در تمام لحظه ها مرا نظاره میکنی

تو در تمام آیه ها به من اشاره میکنی

گناه میکنم ولی دوباره توبه میکنم

تودفتر گناه را دوباره پاره میکنی

همیشه با منی ومن چه تلخ بی تو مانده ام

منی که این همه بدم چرا نظاره میکنی

 

+ نوشته شده توسط پرستو در شنبه 25 اسفند1386 و ساعت 14:39 |